تبليغاتX
موسیقی سنتی

                      

 انتخاب نی نوازان »

عنوان نظرسنجی: انتخاب نی نوازان
تاريخ شروع نظرسنجی: 1386/8/19
مجموع نظرات: 776
آدرس: http://neysar.blogfa.com
 



این نظر سنجی بین نوازندگان پیشکسوت ساز نی انجام شده که همگی این عزیزان سابقه طولانی در نوازندگی ساز نی دارند

(این نظر سنجی بدون در نظر گرفتن استاد حسن کسایی استاد مسلم نی نوازی صورت گرفته است)

ازنظرشما بهترین نی نواز ایران از بین افراد زیر کیست؟


 

نفرات به ترتیب آرا:

۱- محمد موسوی
 224رای - 28.8%
۲-محمد علی کیانی نژاد
 171رای - 22%
۳-حسن ناهید
 84رای - 10.8%
۴-جلال تقوی
 81رای - 10.4%
۵-جمشید عندلیبی
 78رای - 10%
۶- بهزاد فروهری
 46رای - 5.9%
۷-احمد انوشه
 31رای - 3.9%
۸-حسین عمومی
 24رای - 3%
۹-عبدالنقی افشارنیا
 22رای - 2.8%
۱۰-بهروز الوندی پور
 15رای - 1.9%

با تشکر از تمامی عزیزانی که در این نظر سنجی شرکت کردند

مدیریت وبلاگ نیزار


+ نوشته شده در  سیزدهم تیر 1390ساعت 8:57  توسط نیزار  | 
با گذشت یك سال و اندی از درخواست برای انتشار آلبوم جدید محمدرضا شجریان، نه تنها مجوزی برای این آلبوم منتشر نشده، كه دیگر خبری از همان معدود كنسرت های داخلی او در ایران نیست و شرایطی رقم خورد تا برخی هنرمندان متوسط ایران نتوانند در كشور ادامه فعالیت دهند و راهی دیار غربت شوند، این بار برای چهره ای شهیر رقم می خورد و پالس های غیرمستقیمی برای او فرستاده می شود كه عرصه برایش تنگ تر از این خواهد شد. اما آیا خارج نشین شدن نخبگان ایرانی از جمله شجریان به نفع ایران است یا آب ریختن به آسیاب دشمنان این مملكت خواهد بود؟

به گزارش سرویس فرهنگی هنری «آینده»؛ شاخص ترین خواننده موسیقی سنتی در قید حیات ایران، جدی ترین رفتارهایش كه جنبه سیاسی داشت، به سال 1357 باز می گردد كه از همكاری با رادیو تلویزیون وقت كناره گیری كرد و با خواندن آهنگ های تاثیرگذاری با انقلابیون همراهی كرد؛ آهنگ هایی كه در سالگردهای انقلاب مردمی ایران از صداوسیما پخش می شد و یاد آن ایام گرامی داشته می شد و البته در طول این سال ها «محمدرضا شجریان» در قبال مسائل سیاسی سكوت پیشه كرده بود و در این عرصه اظهارات جدی انجام نمی داد و بر همین اساس احساس خطری توسط نهادهای مسئول از جانب این استاد تصور نمی شد.



در مقاطعی فضا آنچنان مطلوب شد كه در كنار دعوت چهره های مطرح موسیقی سنتی در برنامه های تخصصی موسیقی رسانه ملی كه هم اكنون جز خاطره، اثری از آنها باقی نمانده، استاد شجریان در زمان ریاست لاریجانی به تلویزیون آمد و در برنامه تحویل سال 1373 به واسطه آنكه نمایش ساز در تلویزیون ممنوع است، حاضر شد بدون حضور نوازندگان در كنارش و مقابل دوربین بخواند و به واسطه همین اقدام مورد شماتت برخی نوازندگان از جمله پرویز مشكاتیان قرار گرفت، كه آن را یكی از كوتاهی ها و كم لطفی های استاد خواند و منتقدان استاد با این برنامه، شدیدترین حملات را نسبت به او انجام دادند با این ادعا كه شجریان به ساز و نوازنده اهمیتی نمی دهد!






شجریان در آن دوران نشان داد دشمن نظام نیست و اگرچه انتقاداتی دارد، اما به این چهارچوب قائل است و انتشار آلبوم های گوش نوازش در آن سالها و پس از آن نیز نشان داد این فضا را پذیرفته و برای مردمش همچنان در داخل كشور می خواند تا آنكه بالاخره فضای ملهتب سال 88 رقم خورد؛ فضایی كه برخی هنرمندان در عوض پیوستن به دیگران در سكوت، ترجیح دادند نسبت به آنچه در حال وقوع است ابراز نگرانی كرده و نگرانی هایشان را نیز علنی كردند. شاخص ترین این هنرمندان محمدرضا شجریان بود كه به بیان مسائلی پرداخت كه جنبه سیاسی داشت؛ مسائلی كه جدی ترین آنها درخواست برای عدم پخش آثارش از صداوسیما به جز ربنا بود كه البته صداوسیما در عوض تلاش برای آشتی دادن استاد، همان ربنا را هم پخش نكرد و او همچون مجید مجیدی بایكوت شد!

شجریان پدر به همین دلیل مورد هجمه های جدی قرار گرفت و از سوی رسانه های مختلف به انحاء مختلف تلاش شد چهره اش تضعیف شود و وقتی نتوانستد به صدایش ایرادی وارد كنند، سازهایش را غیراستاندارد معرفی كرده و فردی كه از جوانی ساز می ساخته را به استهزا گرفتند. با این حال شجریان كه در آن دوران، آلبوم «رندان مست» را منتشر كرده بود، با اقبال چشمگیری مواجه شده بود و بسیاری كه تاكنون یك آلبوم موسیقی اصل (Original) خریداری نكرده بودند، به واسطه فضایی كه شكل گرفته بود در حمایت از استاد و پاسخ به حملاتی كه آن روزها انجام می شد، به خریداری «رندان مست» پرداختند تا این آلبوم چندین مرتبه با تیراژهای قابل توجه بازنشر و بازپخش شود و مخالفان دریابند حذف شجریان به شكل چكشی امكان ندارد و فضای افكار عمومی چنین امكانی را به وجود نمی آورد.

پس از آن جوی شكل گرفته كه متاسفانه چنین استنباط شود، عده ای به شكلی نرم درصدد كمرنگ ساختن نقش شجریان ها و به طور خاص شجریان پدر هستند و مصداق بارز این اتفاق عدم ارائه مجوز برای آلبوم جدید محمدرضا شجریان بود. «مرغ خوشخوان» كه یك سال و اندی است در صف دریافت مجوز انتشار است، به نوعی بخش دوم «رندان مست» است و یادآور تصنیفی است كه در سال 1387 همراه گروه شهناز در سالن وزارت كشور اجرا كرد، تاییدیه قسمت‌های مختلف ارشاد مانند شورای تایید ترانه را دریافت كرده اما هنوز اثری از برگه مجوز انتشار آلبوم جدید شجریان نیست تا از سوی مدیربرنامه استاد اعلام شود، تا صدور مجوز آلبوم، این آثار در خارج از كشور انتشار خواهد یافت و یا توسط شركت «دل‌آواز» به صورت آنلاین فروخته می شود.




در خصوص برگزاری كنسرت تازه استاد شجریان نیز در داخل كشور هنوز مجوزی صادر نشده و پیگیری ها برای صدور مجوز برگزاری كنسرت تازه با حضور گروه شهناز به نتیجه نرسید تا تور كنسرت های اروپایی به راه بیفتد و ایرانی جماعت از شنیدن صدای شاخص ترین استاد زنده موسیقی سنتی ایران محروم شود و عملاً به او پالس داده شود كه دیگر امكان فعالیت رسمی موسیقی اش در ایران فراهم نمی شود و بهتر است قید ادامه حضور در ایران را بزند. اما شجریان همچنان می گوید قصد ندارد خارج نشین شود و به اروپا یا آمریكا مهاجرت كند و او قصد ندارد در برابر فشارها، بدترین انتخاب را داشته باشد و روزگاری كه تلویزیون محل اجرای قطعات خالطوری (كافه لاله زاری) توسط خوانندگانی كه بعضاً در سطح شاگرد شاگرد شجریان هم نیستند، شده، جلای وطن كند و عملاً تلاش ها برای فراری دادن او ناكام ماند.






در این اوضاع و احوال ضمن تشكر از مسئولان صداوسیما و موسیقی كشور بابت فراری دادن عملی «محمدرضا شجریان» از طریق عدم صدور مجوز برای فعالیت رسمی استاد در كشور، تنها باید از مسئولان پرسید خارج نشین كردن این استاد موسیقی كه جوایز متعددی برای اعتلای فرهنگ و موسیقی ایرانی از نهادهای بین المللی دریافت كرده كه شاخص ترین شان اعطای جایزه بین المللی پیكاسو از سوی یونسكو به دلیل شناساندن فرهنگ و هنر بوده، به سود ایران و در راستای منافع مملكت خواهد بود یا به سوی دشمنان ایران كه وقتی در داخل كشور تریبونی در اختیار نخبگان قرار نمی گیرد، تمام تریبون هایشان را برای بهره برداری از این نخبگان مقابل ایشان قرار می دهند؟






آیا با پاسخ به این پرسش كه كاملاً روشن است، در برخورد با شجریان ها تجدیدنظر می شود و درصدد حفظ این چهره موسیقایی و دیگر چهره های شاخص از این دست هستند با وجود انتقاداتشان، همتی گمارده می شود یا با او نیز همچون ناصر حجازی برخورد كرده و خدای نكرده پس از درگذشتش، او را در خواهیم یافت؟ اگر شیوه دوم انتخاب شود، تكلیف همایون و مژگان شجریان كه به خصوص همایون جا پای پدر گذاشته و به سادگی قابل حذف از صحنه موسیقی نیستند، چه خواهد شد و آیا آنها هم باید همراه پدر، میان گوشه نشینی و خارج نشینی یكی از انتخاب كنند؟ انشاءالله كه راهكار نخست نزد بزرگان قوم مورد توجه قرار می گیرد و شجریان ها حفظ می شوند تا امید دشمن در بهره برداری از سرمایه های ایران برای ضربه به ایران ناامید شود و دیگر نیازی به پاسخ به این پرسش ها نباشد


+ نوشته شده در  دهم تیر 1390ساعت 12:38  توسط نیزار  | 

در آخرین روز سال ۱۳۸۹، سایت شرکت فرهنگی هنری «دل‌آواز» پیام شادباش نوروزی استاد محمدرضا شجریان به دوست‌دارانش را در قالب یک ویدیوی کوتاه منتشر کرده است. این کلیپ ویدیویی در سایت www.shajarian.eu قرار گرفته است. در ادامه می‌توانید این کلیپ را دانلود کنید یا متن پیام استاد را بخوانید.


| دانــلــود |
مدت زمان: ۱:۵۴
حجم فایل: ۳.۰۱ مگابایت

با سلام و درود

سال نو را به یکایک شما عزیزان هم‌وطنم شادباش عرض می‌کنم. آرزوی سالی سرشار از نشاط و شادی و تندرستی، و سرفرازی در پیکار زندگی دارم.

سالی که گذشت کلیه‌ی ارتباطات من با شما قطع بود و شایعه‌ی در وطن نبودنم دهان به دهان می‌گشت؛ در حالی‌که من همچنان در تهران بودم و به ادامه‌ی کارهای هنری و آموزشی و تحقیقاتی مشغول بودم. افتخار من همیشه این بوده و هست [که] از تبار مردمانی بوده‌ام که با وجدان بیدار و کنجکاوی ذاتی و هوش سرشار، ارزش‌های سرزمینش را پاسداری کرده و نگه داشته؛ و از دم طوفان‌های ویرانگر تاریخ، زبان و آداب و ملیت و آیینش را با حماسه‌ی صبر و مقاومت نجات بخشیده. و با همه‌ی گونه‌گونی زبان و آداب و رسوم و فرهنگ جغرافیایی باز با هم‌دلی و در با هم‌فهمی در کنار هم برادرانه زیسته است؛ و امیدوارم همیشه چنان باشد.

همه‌تان را دوست دارم. پایدار و سرفراز و برقرار باشید.

عیدتان مبارک


+ نوشته شده در  ششم فروردین 1390ساعت 0:6  توسط نیزار  | 

 

كنسرت گروه «بهار» با صداي هنگامه اخوان به ياد«درويش‌خان» روز پنجم آذرماه در تالار وحدت برگزار مي‌شود.

به گزارش خبرنگار موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گروه «بهار» اين كنسرت را در دو بخش آواز ابوعطا و ماهور برگزار مي‌كند.

در بخش نخست،قطعاتي همچون مقدمه‌گيري ابوعطا براساس رديف با تنظيم بيتا رضوي، دو نوازي سه‌تار و تنبك، آواز سيخي همراه با سه‌تار با شعري از سعدي، تصنيف «امان زهجر رخ يار» با شعر و آهنگ امير جاهد، حجاز همراه با تار با شعري از حافظ و سعدي، چهار مضراب حجاز از استاد صبا، ضربي رامكلي براساس رديف با تنظيم بيتا رضوي، آواز چهارپاره همراه سه‌تار با شعري از هاتف اصفهاني، ضربي ابوعطا يا آهنگي از اديب خوانساري، آواز ديلمان با شعري از سعدي، تصنيف «نرگس مست» با شعر و آهنگي از امير جاهد، رنگ ابوعطا از ساخته‌هاي درويش‌خان اجرا مي‌شود.

هم‌چنين در بخش دوم كه در دستگاه «ماهور» است،قطعاتي همچون پيش‌ درآمد از بيتا رضوي، درآمد گشايش با شعري از شفيعي كدكني، تصنيف «به گردش فروردين» با شعر و آهنگ از امير جاهد، آواز شكسته با شعري از شفيعي كدكني، ضربي شكسته، تصنيف «زفروردين» با شعري از ملك‌الشعرا بهار، آهنگ از زرين پنجه، آواز دلكش با شعري از شفيعي كدكني، آواز عراق با شعري از شفيعي كدكني، چهار مضراب از آذر زرگريان، تصنيف «مرغ سحر» با شعري از ملك‌الشعرا بهار و آهنگ مرتضي ني‌داوود، رنگ ماهور از ساخته‌هاي مرتضي ني‌داوود اجرا مي‌شود.

دراين كنسرت ،هنگامه اخوان سرپرست گروه و خواننده است و بيتا رضوي سطوتي (سه‌تار)، آذرزرگريان

(تار)، نغمه فرهمند (تنبك)، مرجان راوندي (عود)، سونيا نظامي (كمانچه) مي‌نوازند.

اين كنسرت در تاريخ پنجم آذرماه ساعت 17 تا 19 در تالار وحدت برگزار مي‌شود


+ نوشته شده در  یکم آذر 1388ساعت 9:56  توسط نیزار  | 

پرویز مشکاتیان درگذشت

پرویز مشکاتیان آهنگساز برجسته و نوازنده سنتور ساعتی پیش به علت نارسایی قلبی در منزلش درگذشت.

به گزارش خبرنگار مهر، لحظاتی قبل خبر رسید که پرویزمشکاتیان امروز بعد از ظهر در سن 54 سالگی دچار ایست قلبی شد ودرگذشت.

مشکاتیان آموزش موسیقی را در شش سالگی با پدرش، مرحوم حسن مشکاتیان که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سه‌تار بود، آغاز کرد. وی با ادامهٔ آموختن موسیقی در طول تحصیل، در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران شد.

وی ردیف میرزا عبدالله را نزد استاد نورعلی برومند و دکتر داریوش صفوت و مبانی موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن فراگرفت. او کار سنتورنوازی خود را به شیوهٔ رسمی در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی آغاز کرد و در این زمینه بسیار موفق کار کرد و کارهای بزرگ فراوانی را در زمینهٔ آهنگسازی وسنتورنوازی به ویژه تکنوازی انجام داد.

مشکاتیان از سال ۱۳۵۶، همکاری با رادیو را زیر نظر هوشنگ ابتهاج آغاز کرد ولی پس از واقعه ۱۷شهریور ۱۳۵۷ از رادیو استعفا داد و مؤسسه چاووش را با همکاری هنرمندان گروه عارف و شیدا تشکیل داد. سپس با همکاری شهرام ناظری، تصنیف «مرا عاشق» را بر روی شعر مولانا ساخت. از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۷ با محمدرضا شجریان همکاری داشت که نتیجهٔ این همکاری، آثار ماندگاری چون بیداد، آستان جانان، سِرّ عشق، نوا و دستان بود.

وی با افسانه شجریان دختر محمدرضا شجریان ازدواج کرد ولی در دهه ۱۳۷۰ این پیوند به جدایی منجر شد. او همچنین کارهای بسیار پرباری با نوازندگانی چون حسین علیزاده (سرپرست گروه عارف و گروه شیدا) و محمدرضا لطفی (سرپرست گروه شیدا) دارد.

بهداد بابایی نوازنده سه تار وخواهر زاده این هنرمند برجسته گفت خبر تشییع پیکر آن مرحوم متعاقبا اعلام می شود.


+ نوشته شده در  سی و یکم شهریور 1388ساعت 16:28  توسط نیزار  | 
 

در خبرها -از قول هنرمندی- این جملات را می‌خواندم:

«هدف ما اجرا در بزرگترين تالارهاي دنيا است. همواره اميدوار بوده‌ايم با اين كار اعتبار موسيقي ايراني را در بهترين و بزرگترين تالارهاي موسيقي دنيا بالا ببريم...»

از جنس این سخن، در این سال‌ها بسیار خوانده‌ام و شنیده‌ام. بالابردن اعتبار موسیقی ایرانی، تثبیت موسیقی ایران در جهان، جهانی کردن موسیقی ایران، و امیدها و آرزوهایی از این دست، به شاه‌بیت قول و غزل نسل جدید خواننده و نوازنده‌ی ایران تبدیل شده است.

با خود فکر می‌کردم نمونه‌های درخشان موسیقی ایرانی چگونه و کجا خلق شده‌اند؟ آیا قمر، بنان، شهنازی، شهناز و محجوبی به واسطه کنسرت‌های اروپا و آمریکایشان ماندگار شدند؟ بسیار از خود پرسیده‌ایم که چرا ابوعطای شجریان و لطفی («عشق داند»)، «دستان»، «بیداد»، «آستان جانان»، «سپیده»، «سرّ عشق»، «چاووش»‌ها و آثاری از این قبیل، دیگر تکرار نمی‌شوند؟

این آثار یگانه‌ -که حال ما را خوش می‌کنند- محصول احوال خوش آفرینندگانشان در لحظاتی استثنایی‌اند. یک «اتفاق» هستند. پیشتر هم نوشته‌ام که جوهر هنر در یگانگی‌ست. بر خلاف صنعت که رونقش در تولید انبوه است.

آواز زیبای آلبوم «نوا-مرکب‌خوانی» محصول یک «آن» است. و این «آن»، -از خوش‌اقبالی ما- ثبت و ضبط شده است. همچون اذان موذن‌زاده‌ی اردبیلی، مانند ترانه‌ی مرا ببوس. بیشتر آثار موسیقایی که در حافظه‌ی فرهنگی سرزمین ما زنده مانده‌‌اند، متعلق به دوره‌ای هستند که  هنوز خواننده و نوازنده‌ی ایرانی گرفتار کنسرت‌های بیشمار نشده بودند. اجراهایی که شاید با جوهر موسیقی بداهه‌ ایرانی سنخیتی نداشته باشند. درست بر خلاف آن نوع کنسرتی که «عشق داند» را خلق کرد.

استاد جلیل شهناز و استاد احمد عبادی، در تالارهای باشکوه خارج از ایران ساز نزدند. اما نغمه‌‌ها و زخمه‌هاشان به یادگار مانده‌اند و بخشی از میراث گرانقدر موسیقی ایران شده‌اند. آن حاج قربان سلیمانی بود که در فرانسه به تالارها اعتبار داد و نه برعکس. آن‌ها که با زبان فرانسه آشنایی دارند خوب است نوشته‌های منتقدان فرانسوی را پس از اجرای آن پیر پاک‌طینت بخوانند. مردی که باده‌‌ی دوتار، از او مست و خوشگوار بود. استاد حسن کسایی با نفسش، ما را به نیستانی که از آن جدا شده‌ایم می‌برد. دم گرم او، از سال‌های دور، و از فرسنگ‌ها راه، به سلامت گذشته و امشب در سرمای لندن، میهمان من است. «مرغ سحر» مرحوم نی‌داود نیز در زمان حیاتش، در تالارهای بزرگ اروپا و آمریکا خوانده نشد. اما مرغ سحر ماند تا روایتگر دردها و رنج‌های مردم سرزمینش باشد و به صد شکل و شیوه پس از نی‌داود اجرا ‌شود. و شگفتا از هر زبان که می‌شنویم نامکرر است.

یادم هست روزی با دوست هنرمند نازنینی صحبت می‌کردم در مورد سوال خبرنگاری که از او پرسیده بود «آرزو داری در چه سالنی برنامه اجرا کنی؟». گفتم من اگر جای تو بودم می‌گفتم مهم نیست کجا باشد. کاش نغمه‌ای از دست و دل و زبانم بجوشد که در بیابان هم اگر رهاش عاشقان برسد. همچون نغمه‌های ماندگار عاشقان پیش از ما، که خود سفر کردند و به دست ما رسیدند. چگونه؟ نمی‌دانم. شاید ما محرم این راز نباشیم. آنقدر می‌دانم که مثل نور، مثل باران، مثل بوی خوش، میهمان دل ما می‌شوند.

ای کاش پیک نسیم سحر، پیام مرا هم به عزیزترین دوستانم برساند. اگر سه‌ دقیقه نغمه‌ی عاشقانه، حتی در خلوت، از خود باقی بگذارید، ماندگار خواهد بود و به گوش اهل دل خواهد رسید. تالارهای بسیار ساخته شدند و ویران شدند، و کنسرت‌های فراوان داده شد و فراموش شد. اما آنچه خاموش و فراموش نمی‌شود، صدای سخن عشق است.

 


+ نوشته شده در  سیزدهم مرداد 1388ساعت 12:30  توسط نیزار  | 


-<هر گونه کپی برداری از این سایت پیگرد قانونی دارد>-